چکیده

 موضوع و هدف پژوهش حاضر تبیین ابعاد عشق ورزی بر اساس سبکهای دلبستگی در زنان و مردان متاهل منطقۀ 15 شهر تهران می باشد.فرضیه هایی که در این پژوهش تلاش شده تا تبیین گردند به قرار زیر است:

1- سبکهای دلبستگی می توانند میزان صمیمیت در عشق را پیش بینی کنند.

2- سبکهای دلبستگی می توانند میزان شوریدگی در عشق را پیش بینی کنند.

3- سبکهای دلبستگی می توانند میزان تصمیم-تعهد درعشق را پیش بینی کنند.

 

جامعه آماری این پژوهش شامل کلیه زنان و مردان متاهل (که مدت 2سال ازازدواج آنها می گذرد)منطقه 15 شهر تهران می باشد.گروه نمونه تعداد 200زوج(400نفر)را شامل می شود که به روش نمونه گیری تصادفی منظم انتخاب شده اند.

 

ابزارهای اندازه گیری شامل پرسشنامۀ سبکهای دلبستگی بزرگسالان هازان و شیور و مقیاس مثلث عشق استرنبرگ می باشد.

برای تجزیه و تحلیل داده ها از میانگین، انحراف معیار، رگرسیون چند متغیری وآزمون معنی داربودن ضریب همبستگی استفاده شده است.نتایج حاصل از تجزیه و تحلیل آماری به شرح زیر است:

 

1- بین سبکهای دلبستگی و صمیمیت با اطمینان 95% رابطۀ معنی دار وجود دارد و سبکهای دلبستگی ایمن و نا ایمن اجتنابی به طور معنی داری می توانند میزان صمیمیت درعشق راپیش بینی کنند.

 

2-بین سبکهای دلبستگی و شوریدگی با اطمینان 95%رابطۀ معنی داری وجود دارد و سبکهای دلبستگی نا ایمن اجتنابی و مضطرب -دوسوگرا به طور معنی داری می توانند میزان شوریدگی در عشق را پیش بینی کنند.

 

3- بین سبکهای دلبستگی و تصمیم - تعهد با اطمینان 95% رابطۀ معنی داری وجود دارد و سبکهای دلبستگی ایمن و نا ایمن اجتنابی به طورمعنی داری می توانند میزان تصمیم - تعهد در عشق را پیش بینی کنند. 

 

مقدمه

 برسی عشق ومفهوم آن ریشه درتئوریهای اولیه روان شناسی نظیر نظریۀ فروید(1992)،ریک(1994) و مازلو(1962)دارد. با وجود این بررسی علمی عشق و مباحث مربوط به روابط عاشقانه مبحث جدیدی است که اخیراَ در رویکردهای روان شناسی اجتماعی و روان شناسی شخصیت بدان پرداخته شده است(رفیعی نیا و اصغری 1386).

نظریه پردازان معاصر معتقدند که عشق یک سازۀ تک بعدی و منفرد نیست بلکه کلیتی است که برای درک و فهم آن نیاز به شناخت سبکهای انفرادی افراد از عشق می باشد(دسینر و همکاران2004به نقل ازقمرانی و جعفر طباطبایی 1385).در بررسی ارتباط بین ساختار شخصیتی و ویژگی های فردی می بایست به ارتباط اولیۀکودک با والدین او تاکید نمود.روابط اولیۀکودک و مادرنه تنها در ساختار شخصیتی بلکه در روابط زناشویی کاملا موثر است(بلوم 1998،ترجمۀ شریفی درآمدی و کامکاری 1381).

هازان و شیور بیان کردند که نظریه های قبلی عشق را می توان بر اساس چارچوب دلبستگی تلفیق و ترکیب کرد.استدلال آنها این بود که می توان انواع عشق را به3نوع عمدۀ سبک عشق تقلیل داد: 1- دلبستگی ایمن،2- دلبستگی نا ایمن اجتناب گرا و3- دلبستگی مضطرب - دوسوگرا(فینی و نولر 1996).

 

بیان مسئله

 

در طی اعصار اندیشمندان و نویسندگان و پس از مدتی روانشناسان کوشش نمودند راز عشق را بگشایند.عشق مفهومی است که همواره به موازات رشد و پیشرفت زندگی انسان،با وی همراه بوده است.در زمینۀ اینگونه ابهامات بود که پژوهش های متعددی پیرامون شناسایی و توصیف ماهیت روان شناختی عشق صورت گرفت و افرادی نظیر رابین(1979)،هندریکس(1998)،لی و استرنبرگ پژوهش هایی در این زمینه انجام دادند و عشق را به ابعاد مختلفی تقسیم کردند و آن را از زوایای متفاوتی بررسی کردند.

استرنبرگ اظهار داست که عشق یک حالت روان شناختی است که دارای سه بعد است: صمیمیت ، شوریدگی ،تصمیم- تعهد و معتقد است که عشق ترکیبی از این ابعاد است(رایس 1997 به نقل ازفرحبخش و شفیع آبادی 1385).

هازان و شیور (1998)عنوان می کنند که انواع دلبستگی که ما در دوران کودکی داریم بر سبکهای عشق ما در بزرگسالی تاثیر می گذارند.با در نظر گرفتن اهمیت سبکهای دلبستگی وابعاد عشق ورزی در روابط عاشقانۀ افراد ابهاماتی در مورد روابط میان این دو متغیر برای پژوهشگران وجود دارد و آن اینست که افراد دارای سبکهای دلبستگی ایمن، نا ایمن اجتنابی و مضطرب -دوسوگرا در روابط عاشقانۀ خود ابعاد سه گانه عشق(صمیمیت،شوریدگی،تصمیم-تعهد)را به طور یکسانی نشان می دهند یا اینکه افراد ایمن صمیمیت،شوریدگی و تصمیم - تعهد بیشترو افراد نا ایمن اجتنابی و مضطرب دوسوگرا این ابعاد را کمتر از خود نشان می دهند.

 

اهمیت و ضرورت پژوهش

 

از آنجا که دلبستگی در روان شناسی رشد و روان شناسی شخصیت جایگاه خاصی دارد و سازۀعشق در روان شناسی اجتماعی و مشاورۀ زناشویی و خانواده درمانی از اهمیت بالایی برخوردار است، لذا این پژوهش درراستای پژوهش های مشابه به عنوان یکی از مباحث نوین در برقراری ارتباط بین روان شناسی رشد و روان شناسی شخصیت و روان شناسی اجتماعی می توان در نظر گرفت.

مفهوم محوری و اصلی نظریۀ دلبستگی به توضیح و تشریح این نکته می پردازد که نوزاد از نظر هیجانی نسبت به شخصی که وظیفۀ مراقبت و نگهداری ازوی را برعهده دارد، دلبسته می شود و چگونه هنگام جدایی ازاین شخص دچار تنش و تنیدگی می گردد.هازان و شیور(1998)نشان دادند که در مقایسه با رویکردهای دیگر به پدیدۀ عشق، دیدگاه دلبستگی یک رویکرد ضروری به نظر می رسد.بنابر این اهمیت و ضرورت این پژوهش نه تنها پیرامون بستر سازی نظری بین عشق و دلبستگی صورت میگیرد و توسعۀ دانش بنیادی را فراهم می کند و داده های ضروری و کاربردی را برای مشاورین درزمینۀ بررسی روابط عاشقانۀ زوجین بر اساس نظریۀ عشق استرنبرگ و افزایش تفاهم زناشویی و حتی گزینش همسر بر اساس سبکهای دلبستگی هازان و شیور فراهم سازد.

 

اهداف پژوهش

 

پژوهشگردرصدد است روشن سازد که هریک از ابعاد عشق ورزی تا چه اندازه به وسیلۀ سبکهای دلبستگی تبیین می گردند.

 

فرضیه های پژوهش

 

فرضیه های این پژوهش عبارتند از:

1-سبکهای دلبستگی می توانند میزان صمیمیت در عشق را پیش بینی کنند.

2-سبکهای دلبستگی می توانند میزان شوریدگی در عشق را پیش بینی کنند.

3-سبکهای دلبستگی می توانند میزان تصمیم-تعهد در عشق را پیش بینی کنند.

 

جامعۀ آماری

 

جامعۀ آماری این پژوهش کلیۀ زنان و مردان متاهل(که مدت 2سال از ازدواج آنها می گذرد)منطقه 15 واقع در جنوب شرقی شهر تهران می باشد.

 

نمونه

 

حجم نمونۀ این پژوهش،تعداد 200زوج(400نفر)را شامل می شود که در دامنۀ سنی 20تا 35سال (میانگین سنی 27/5سال)قرار داشته و دارای تحصیلات دیپلم،فوق دیپلم،کارشناسی و کارشناسی ارشد و حداکثریک فرزندی باشند.روش نمونه گیری نیز به صورت نمونه گیری تصادفی بوده است.

 

روش آماری

 

این پژوهش از نوع رگرسیون بوده و برای تجزیه و تحلیل داده ها از روش رگرسیون چند متغیری استفاده شده است.

 

ابزارهای اندازه گیری  

 

ابزارهای اندازه گیری در این پژوهش 2 پرسشنامه بوده است :1- پرسشنامۀ عشق مثلثی استرنبرگ(1989) 2- پرسشنامۀ سبکهای دلبستگی بزرگسالان هازان و شیور(1987).

 

پرسشنامۀ عشق مثلثی اولین بار توسط استرنبرگ ساخته شد.این پرسشنامه شامل 45 سؤال است که هر15 سؤال آن یکی از ابعاد عشق را براساس سه خرده مقیاس صمیمیت،شوریدگی و تصمیم-تعهد می سنجد.دراین آزمون ازآزمودنی خواسته می شود نام شخص مورد علاقه اش را در قسمت جای خالی جمله قراردهد و سپس احساس و نظرشخصی خود را نسبت به او دریک مقیاس درجه بندی شده اظهار نماید.پایایی و روایی این آزمون هم در ایران و هم در خارج از ایران بسیار بالا بوده است.

 

پرسشنامۀ سبکهای دلبستگی هازان و شیور نیز اولین بارتوسط این 2فرد در سال 1987ساخته شد که یک مقیاس خود گزارش دهی است.این مقیاس مشتمل برسه عبارت توصیفی از احساسات فرد دربارۀ روابط میان فردی است که هرکدام از آنها یکی از سبکهای دلبستگی ایمن،نا ایمن اجتنابی و مضطرب- دوسوگرا را ارزیابی می کند.

 

تعاریف مفاهیم و واژگان اختصاصی پژوهش

 

حال به توضیح مختصری دربارۀمفاهیم و متغیرهای موجود در این پژوهش می پردازیم:

 

1-عشق: رادو عشق را واکنش هیجانی مستمر نسبت به یک منبع لذت تعریف کرده است.طبق این تعریف عشق انواعی دارد که عبارتند از:عشق جنسی،عشق پدر،مادری،عشق فرزندی،عشق برادروار و عشق خود شیفته. آرزوی وصال شیء محبوب از مشخصات عاشق شدن است.وقتی کسی با حداقل ترس قادر به دادن و گرفتن محبت باشد می توان گفت که ظرفیت برقراری روابط صمیمانه با دیگران را دارد.به نظر استرنبرگ عشق یک حالت روان شناختی است که دارای سه بعد صمیمیت،شوریدگی و تصمیم- تعهد می باشد.

در این پژوهش منظور از عشق نمراتی هستند که افراد از طریق مقیاس عشق مثلثی استرنبرگ کسب می کنند.

 

2- عشق ورزی: استرنبرگ(1984)عشق ورزی را به این صورت تعریف کرده است((عشق ورزی یعنی احساس عاطفی، شناخت و انگیزشی که بر اساس ارتباط ،مشارکت و حمایت متقابل ابرازمی شود.))

در این پژوهش عشق ورزی نمره ای است که افراد بر اساس مقیاس عشق مثلثی استرنبرگ به دست می آورند.

 

3- ابعاد عشق ورزی:

 

1-3شوریدگی (بعد انگیزشی):از تمایلاتی که به حالات عاشقانه،کشش فیزیکی و وصال جنسی پدیده های وابسته برمی گردد ناشی می شود.نیازهای دیگری که در شوریدگی است شامل عزت نفس،پیوند جویی و حتی خود شکوفایی است(اسکات و پک1978).

 

2-3 صمیمیت (بعد هیجانی):شامل احساس نزدیکی،عاطفه،ارتباط و پیوستگی عمیق و خود افشاگری و وابستگی بین فردی در روابط عاشقانه است(نلسون2005).

 

3-3 تصمیم -تعهد (بعد شناختی):به تصمیم گیری زوجین در مورد اقامت کردن با یکدیگر و در کنار همدیگر بودن اشاره دارد که در شکل کوتاه مدت به رابطه با یک شریک معین و در شکل بلند مدت عاملی برای حفظ و تداوم و بقای روابط عاشقانۀ زوجین می باشد(استرنبرگ1988به نقل ازچندلر 1995)

ابعاد سه گانه عشق ورزی در این پژوهش نمرات کمی و پیوسته با مقیاس فاصله ای هستند که از طریق مقیاس عشق مثلثی استرنبرگ به دست می آیند.

 

4- دلبستگی:پیوند عاطفی عمیقی که با افراد خاص در زندگی برقرار می کنیم.

دلبستگی در این پژوهش نمره ای است که افراد در پرسشنامه دلبستگی هازان و شیور به دست می آورند.

 

5-سبک دلبستگی ایمن:این سبک دلبستگی ارتباط نزدیک و پیوند عاطفی با شخص خاص است.افراد این تجارب عشقشان را شاد، دوستانه و همراه با اعتماد توصیف می کنند.

 

6-سبک دلبستگی نا ایمن اجتنابگرا:این افراد به طورمعمولی از صمیمیت،افراط و تفریط های هیجانی و حسادت می ترسند.آنها اعتقاد دارند برای شاد بودن نیازی به عشق نیست.

 

7-سبک دلبستگی مضطرب -دوسوگرا: همراه با آشفتگی است.افراد مضطرب گرا عشق را به عناوین زیر تجربه می کنند:

وسواسی، تمایل برای 2جانبه بودن، هیجانهای زیاد و کم، جذابیت جنسی افراطی و حسادت.آنها نگران هستند که شریکانشان واقعأ به آنها عشق و علاقه نداشته باشند یا شاید آنها را ترک کنند(آیزنک و فلانگان2001به نقل ازطارمی1383).

در این پژوهش سبکهای دلبستگی نمراتی هستند که از طریق پرسشنامۀ سبکهای دلبستگی بزرگسالان هازان و شیور به دست می آید.